"say ya ali...say ya ali" این صدا از میان جمعیت به گوش های کاسیوس میرسد.این صدا با صدای داور لا به لا

شده بود."10..9...8.."  جملات امری مردی که کنار  رینگ ایستاده بود کاسیوس را مجاب کرد که کلمه را تکرار

کند.کلمه برای مشتزن سنگین وزن معجزه کرد او کلمه را تکرار کرد بلندشد و مسابقه را برد.بعد از مسابقه

کاسیوس دنبال مرد گشت واو را پیدا کرد مردی ایرانی.

داستان "یا علی" برای کاسیوس این قدر جذاب بود که بعداز مدتی خودش هم شد محمد علی وشیعه.داستان

افسانه ای "کلی"هم در همان سال های اولیه مسلمان شدنش شکل گرفت وقتی که او در سال 1966 مجبور

شد هفت مسابقه سنگین را تجربه کندویک رکورد غیر قابل تکراربرای خود به جای بگذارد.هفت ناک اوت در یک

سال.ویژگی محمدعلی در خارج از رینگ هم همه را شگفت زده می کرد.در همان سال بود که به عنوان یک

سرباز میهن پرست از حضور در ارتش آمریکا برای جنگ ویتنام سرباز زد و اعلام کردکه هرگز به روی همنوعان

ویتنامی خود آتش نمی گشاید و نمی خواهد آنها او را "کاکا سیاه کثیف" صدا کنند برای این کارش حتی پنج

سال از حضور در رقابتهای بوکس محروم شد.سال 66 سال عجیبی برای اسطوره بود.اسطوره ای که ماندنی

شد.



بعدن نوشت :گویی بعضی مواقع باید گوشه ی رینگ گیر کنی!باید همچین محکم زمین بخوری که توانی برای

بلند شدن نداشته باشی!باید از زمین و زمان برایت ببارد!

انگاری باید جسمت محکم بر زمین خاکی بخورد  تا روحت تا آسمان بالا رود...

"به وسیله من هشدار داده شدید وبه وسیله علی هدایت می یابید..." حدیث نبوی را زمزمه  می کنم؛ به

وسیله علی هدایت می یابید ...

این شبها شبهای هدایت است...