زهرا اشراقی و : اگر امام زنده بود
پیش درآمد
جدا از اینکه پسندِ سیاسی ما چه باشد و حتی جدا از اینکه در دین و آیین و اعتقاد و جهانبینی، پیروی کدام مکتب و مسلک و بینش و نگرش باشیم؛ ناگزیر همه باید نگران، پاسبان و پاسدار اخلاق جامعهی خود باشیم. اگر اخلاق _این گرامی گوهرِ جداکننده انسان از حیوان و هیولا_ در جامعهای پاینده باشد، امید رسیدن به حقیقت هم در آن جامعه زنده است؛ و اگر ریشهها و برگهای درخت اخلاق در جامعهای پوسیده و پژمرده باشد، آن جامعه حقیقتاً مرده است؛ یعنی هم امید رسیدن به حقیقت در آن جامعه مرده است، هم خود حقیقت.
آنگاه
که گروههای متقابل و متضاد در جامعهای «حق»، «باطل»، «حمایت از یک
موقعیت» و «حمله به یک موقعیت» را صرفاً بر اساس ملاک و میزان ِ «بر مایی» و
«با مایی» بشناسند، آن جامعه چگونه میخواهد راهی به حقیقت ببرد؟ چگونه
میخواهد «حقِ حقیقی» و «باطلِ حقیقی» را از «حق مصلحتی» و «باطل منفعتی»
باز شناسد تا از آن حمایت یا به آن حمله کند؟ اصلاً چنان جامعهای چنین
چیزی را میخواهد؟ هیچ و هرگز پاسخ این پرسش نمیتواند «آری» باشد. چه
اینکه جامعهی حق طلب حق را به حق میشناسد، نه با همپیمانان و منافع و
مصالحِ امروزیِ فردی و گروهی خود.
آنچه اکنون میبینید تنها پاییزِ کوچهها و درختها نیست، اینک موسمِ برگ ریزِ اخلاق در فصلهای سیاسی سرزمین ماست.
درآمد
زهرا
اشراقی خواهر بزرگتر نعیمه اشراقی است، یکی به «زنِ برادر بودن» سید محمد
خاتمی مفتخر است و دیگری به «خواهرِ زن بودن» او و البته هردو موسوم و
مصطلح به «نوه امام خمینی». اخبار و مصاحبههای رنگارنگ و گوناگونی که چند
وقت یک بار از یکی از این دو خواهر منتشر میشود عموما موجدِ جاروجنجالِ
ستایش و نکوهش آمیز، یا دست کم تعجب رسانههای سیاسی میشود. و البته تقدم و
تأخر این جاروجنجالها با خواهر بزرگتر، یعنی خانم زهرا اشراقی است.
ادامه در متن اصلی