این منم، در میان دستهای تو
آقای من!
جهل و نادانی من و عصیان و گستاخی من، تو را باز نداشت از این که راهنمایی ام کنی به سوی خود!
و موفقم گردانی به آنچه رضا و خشنودی توست؛ پس هرگاه که تو را خواندم ، پاسخم گفتی؛
پروردگار من!به که واگذارم میکنی؟به سوی آشنایان و نزدیکان ؟ تا از من روی برگردانند!
یا به سوی غریبه ها و نامهربانان تا گره در ابرو بیفکنند و مرا از خویش برانند؟!
یا به سوی آنان که ضعف مرا میخواهند و خواری ام را طلب می کنند؟
من به سوی دیگران دست دراز کنم در حالی که خدای من تویی؟!!!
معبود من!
اینک من پیش روی توام و در میان دست های تو
آقای من!
خواندمت ، پاسخم گفتی
از تو خواستم ،عطایم کردی
به سوی تو آمدم ، آغوش رحمت گشودی
به تو تکیه کردم ،خجالتم دادی
به تو پناه آوردم، کفایتم کردی
خدای من !
تو چقدر به من نزدیکی با این همه فاصله ای که من از تو گرفته ام!
من آنم که به بدی همت گماشتم
من آنم که در جهالت غوطه ور شدم
من آنم که غفلت کردم
من آنم که پیمان بستم و شکستم
من آنم که بد عهدی کردم
و ... اکنون باز گشته ام
باز آمده ام با کوله باری از گناه و اقرار به گناه
پس تو درگذر ای خدا من
ببخش ای آن که گناهان بندگان به او زیان نمی رساند.
مناجات امام حسین در روز عرفه