"حق" و "تکلیف" واژگانی هستند که زیاد شنیده ایم و البته به کار می بریم.این دو  رابطه تلازمي دارند كه هر

جا حق باشد حتماً تكليف هم خواهد بود و بالعكس. در واقع هرجا صاحب حقی باشد حتما  صاحب تکلیف هم

خواهد بود.ولی چیزی که در واقعیت شاهد آن هستیم این هست که اکثر اوقات "حقوق" بیان

میشوند بدون اینکه حرفی از تکالیف زده شود! و عملا به این تلازم هیچ توجهی نمیشود.

در اسلام هرجا حقی مطرح شده در کنارش از تکلیف هم صحبت شده.مثلا  حق کسی که از شما پولی

میخواهد به عنوان قرض، این است که خواسته اش را اجابت کنید ولی از آن طرف هم فرد درخواست کننده را

خطاب قرار میدهد که از کسی درخواست نکن  که با این کار کوچک میشوی یا اینکه حق نیازمند یا فقیر این

است که به او کمک کنی ولی تکلیف او هم این است که گدایی نکند و بسیاری از این  حقوق و تکالیف که 

نمونه شان را میتوان در رساله حقوق امام سجاد دید.

ولی یکی از این امور که این روزها خیلی هم با آن روبه رو میشویم "قضاوت کردن نادرست" و یا همان

تهمت زدن است.همه جا شنیده ایم که تهمت زدن خیلی گناه بزرگی ست و حتی از غیبت هم بدتر است

چون که تهمت در واقع همان غیبت است که دروغ هم به آن اضافه شده!ولی نکته ای که به آن توجه نکردیم

این است که اسلام همانطور که گفته "تهمت نزیند" از آن طرف هم گفته " خود را در معرض تهمت واتهام

قرار ندهید"!!! اینکه همیشه حرف از حقوق افراد صاحب حق زدیم ولی حرف از تکالیف آنها به میان نیاوردیم

باعث شده که کم کم تکالیف نادیده گرفته شوند!که اتفاقا اهمیت آنها بیشتر از حقوق نباشد کمتر نیست!

فیلم "رسوایی" طبق روال جامعه,قبیح بودن این قضاوت کردن ها را بیان میکند نکته ای که قبلترها "زندگی با

چشمان بسته" هم به آن پرداخته بود ولی دیگر حرفی از اینکه فرد مورد اتهام چه باید بکند نمیزند!حرف که

میزند!حتی تا عرش هم اورا بالا میبرد ولی حرفی از تکلیف نمیزند!!!حرفی ازینکه کار آن روحانی هم اشتباه

بوده است نمیزند!حرفی ازینکه هر صاحب حقی یک تکلیفی هم دارد نمیزند!

اینکه یک روحانی سوار ماشین سه دختر جوان میشود (حالا به هردلیل درست یا نادرستی) اصلا ایرادی

ندارد؟!!! که ما فقط بگوییم چه مردمان بدی بودند آنهایی که اورا دیدند و قضاوت بیجا کردند!؟ یا اینکه چند شب

یک دختر جوان در خانه ی این روحانی بخوابد ؟!!!

بعد نکته جالبش اینجاست که این آدم را خیلی هم تحویل میگیریم!

کمی هم به این تلازم دقت کنیم و یک طرفه بالای منبر نرویم خیلی خوب میشود!

بعدا نوشت:این نوشته اصلا به معنای این نیست که  کسی که خودش را در معرض اتهام قرار میدهد ما

هم میتوانیم هر چه دلمان خواست راجع به او بگوییم و فکر کنیم، بلکه این را مد نظر داشت که همانطور که

حقوق خود را تمام وکمال میشناسیم بدانیم که تکلیفی هم در ازایشان داریم!

بعدن نوشت 2: مسلما این فیلم مثل سه گانه ی اخراجی ها نکات فاخر بسیار داشت ولی از آنجایی که این

نکته پرنگ تر از بقیه بود ابتدائا مطرح شد!از جمله : ایفای نقش یک کمدین در لباس یک روحانی!آن هم اکبر

عبدی با آن سابقه ی ذهنی که از او داریم! یا شمار بسیار زیاد  دیالوگهای اعصاب خرد کن( بخوانیداخلاقی ) و

شعاری! یا نقش اثر گذار و جذاب محمدرضا شریفی نیا؛البته من فکر میکنم ایشون نذر کردند تا آخر عمر

کاریشان هرکجا این کاراکتر بود آنرا بازی کنند!و البته صحنه ی  پایانی و حماسی فیلم (طبق باقی فیلم های

ده نمکی) که از آزادسازی خرمشهر هم حماسی تر بود!!!