ماه عسل و همیشه دوست داشتم!البته منظورم از همیشه زمانهایی که احسان علیخانی مجریش بوده! اصلا تو ذهن من ماه عسل با احسان علیخانی تعریف میشه!!!

پارسال و هرسالی که مجری ماه عسل کسی غیر از علیخانی بود مطمئن بودم برنامه مخاطبشو از دست میده وافسوس میخوردم که وقتی میشه "بهترین" بود چرا به بهتر قناعت میکنیم!!!

ولی امسال:

ماه عسل دوباره شد ماه عسل همیشگی!

ماه عسلی که هروز نزدیکای ساعت هفت منتظرم که زودتر شروع شه و داستانهای عجیب آدمهاش منو میخکوب کنه!

ماه عسلی که دوباره  مثله پیارسال باعث میشه ما ساعتو فراموش کنیم و نزدیکای افطار یادمون بیاد روزه ایم و بدو بدو سفره رو بندازیم!!!

ماه عسلی که  طبق روال همیشه وقتی آدماش از قصه هاشون میگن حالت بد میشه و بعد هرچی به آخرش نزدیک میشی مثله سریال آیینه "زندگی شیرین میشود" ! شیرین شیرین!!!

انگار تمام حال های خوب دنیا جمع شده تو این برنامه و با تمام وجود داره "امید" رو بهت القا میکنه!!!

فرقیم نمیکنه مهمونش یه مرد عاشق پیشه ی فلج باشه یا یه خواهرو بردار که صورت زیبایی ندارند!

فرقیم نمیکنه که مهمونش یه مرد معتاد رها شده از اعتیاد باشه یا یه مرد طلافروش سنی!

یا مثله همین امشب یه بابای مدرسه پیر  وبه قول علیخانی خوردنی!!!


احسان علیخانی بلده که چجوری از مهموناش بازی بگیره برای طی شدن این روال همیشگی!!!


دست مریزاد احسان خان علیخانی