تولدت مبارک مرد عمل
آن روزها همه از هر طرف علیه شما حرف میزدند: برخیها شما را ساکت فتنه مینامیدند و برخی دیگر از اینکه جزو نظامیانی بودید که در سال 78 به رئیس جمهور خاتمی نامه نوشتید، شما را محکوم میکردند؛ برخی شما را به خاطر برگزاری جشنهای شعبانیه و رمضانیه مؤاخذه میکردند و برخی دیگر شما را متهم به داشتن روحیه نظامیگری میکردند، برخی شما را تکنوکرات خواندند و برخی دیگر گفتند هر چه باشد اصولگراست و... اینجا بود که با خود اندیشیدم مگر نه این است که وقتی دو گروه مخالف در داخل کشور و رسانه های بیگانه همزمان شما را تخریب میکنند، بخاطر به خطر افتادن منافعشان با روی کار آمدن شما است؟
برخیها با نکردههایشان، کردههای شما را نکوهش میکردند که یاد ضرب المثل «دیکته نانوشته غلط ندارد..» میافتادم و اینکه آیا با وضعیت نامناسب اقتصادی کنونی کشور، باردیگر به روش آزمون و خطا توسل کردن، خطایی بس بزرگ نبود؟ و آیا مقام معظم رهبری به داشتن سابقه کار اجرایی برای رئیسجمهور تأکید نداشتند؟ و چرا آنان گمان میکردند تکلیفمداری با نتیجهمداری منافات دارد که اگر داشت ایشان در سخنرانی بعد از انتخابات در جمع دانشجویان آن را ردّ نمیکردند.
آنجا که همواره از روحیه ایثارگری و تفکّر
مدیریت جهادی که نشان از وفاداریتان به همرزمان شهیدتان داشت، سخن گفتید و زمانی
که در فیلم دوم تبلیغاتیتان اشاره کردید: قدرت نظام جمهوری اسلامی به موشکهای دور برد
و انرژی هستهای نیست، بلکه به قلب مردم است، حجّت بر من تمام شد. دریافتم که شما
به باور نقش ملت آنگونه که مولا علی(ع) فرمود من ایدهام همان خواسته مردم است، رسیدهاید و آگاهید که تا مردم از حکومت راضی
نباشند، نمیتوان در بزنگاههای حساس از کمک آنها بهره جست.
اما اکنون که دولت جدید سرکار آمده و وزرایش هم انتخاب شده است، قصد ندارم ایشان را سرزنش کنم ولی خواستم به عنوان فردی از شهری دور از تهران که برخی ها ما را شهرستانیهای عاشق تهرانیها نامیدند، بدون چشمداشت و در گمنامی بگویم از اینکه رأیم «محمدباقر قالیباف» بود به خود میبالم که شما اخلاق سیاسی دینی را که از ابتدا در رفتارتان هویدا بود،کامل کردید
اما دکتر عزیز! از آنجایی که معتقدم
بهترین دوست کسی است که تو را نقد میکند، انتقاداتی را میخواهم بیان کنم تا
آنهایی که همواره خود را از اشتباه و خطا مبرّا میدانند و اظهار میکنند اگر به انتخابات
برگردند باز همان عملکرد را خواهند داشت، مشاهده کنند که ما ایراداتمان را هم میپذیریم:
دکتر عزیز! بسیاری از ستادهای شما در
شهرستانها بدست افراد نه چندان شایسته و محبوب اداره میشد که صرفاً بدلیل بالا
بودن رتبه شما در نظرسنجیهای روزهای اول و با رویای گرفتن امتیاز و مقام به
طرفداری از شما برخواسته بودند. مصداق بارز این گفتار، اعتماد به نمایندگان مجلس
بود. در جریان انتخابات حدود 500 امضا در حمایت از کاندیداها از نمایندگان جمعآوری
شد در حالی که مجلس فقط 290 نفر نماینده دارد و این بدان معناست که برخی در حمایت
از چند کاندیدا اعلام آمادگی کردهاند. متأسفانه ساز و کار انتخابات در شهرها و
روستاهای کوچک هنوز هم نادرست است؛ پس از تجربه موفق پرداخت سهام عدالت در ایام
نزدیک انتخابات، بسیاری از کاندیداهای نمایندگی مجلس در حوزههای انتخابیه کوچک به
گونهای دیگر این تجربه را تکرار کردند. پس نمیتوان از فردی که خود اینچنین به مجلس
راه یافته انتظار وفای به عهد داشت. خود بنده در چند شهر و از جمله شهر خودمان این
خیانت را مشاهده کردم. جریان بررسی صلاحیت وزرا خود گواه دیگری بر عدم ثبات فکر و
عقیده برخی از نمایندگان بود.
چند روز دیگر، شورای چهارم شهر تهران شهردار را انتخاب میکنند. اگر شورا داخل سیاسیبازی نشده و براساس کارنامه گذشته و برنامه آینده، شما را به عنوان شهردار انتخاب کند، بهتر است تجدیدنظری درباره برخی از شهرداران مناطق و برخی نزدیکان بفرمایید که براساس آنچه از دوستان تهرانی شنیدهام، مردم برخی مناطق از شهردار منطقهشان راضی نبودند. و اگر در مقام دیگری مشغول خدمت شوید، دعای خیر ما بدرقه راهتان است و ما حامی شما خواهیم بود و منتظر شما خواهیم ماند اگر از راه ولایت دور نشوید، اگر همچنان پایبندی به آرمان شهدا و روحیه جهادی را ادامه دهید و اگر اخلاق خوب دینیتان را حفظ کنید. جسارت مرا عفو بفرمایید ولی هرچه گفتم من باب خیرخواهی بود.
این نامه را در 1 شهریور و سالروز تولد شما تقدیمتان میکنم، نمیدانم به دست که نه ولی به اطلاعتان خواهد رسید یا نه ولی اگر توان برپایی همایشی از جنس «مرد تقوا و تدبیر» که برای دکتر حدادعادل برگزار شد را ندارم ولی قادر هستم بگویم: خسته نباشی سردار، همواره در صحنه بمان که جهاد همچنان ادامه دارد و نهایتاً اینکه:
