مادرانه ای بدون مادر قهرمان

سریال مادرانه خیلی خوب شروع شد.بحث شکاف نسل ها که خیلی هم این چند سال در موردش شنیدیم
وخیلی وقت ها هم به بیراهه میرفت.ولی خوبی مادرانه این بود که نمیخواست همه ی اشتباهات را گردن نسل
دهه ی هفتاد بیندازد واین در کنار بازی خوب بازیگرانش جزو نقاط مثبت سریال بود.ولی مادرانه هر چه جلوتر رفت
بیشتر مخاطبانش را از دست داد آنقدر که وقتی به پایان رسید کسی بیشتر از این را هم انتظار نداشت مثل
همه ی فیلمهای مناسبتی این چند سال.
اینکه همه جا و همه وقت حتی در حساسترین مواقع هم شعار دادن را فراموش نکرد! اینکه اکثر مواقع
حرف های منطقی بازیگران عصبانی داستان درنهایت احساس جواب داده می شد ! اینکه با وجود سه دهه
هفتادی حتی یک نفرشان هم منطقی و عاقل نبودند حتی سارا دوست رها ! اینکه دوباره در نشان دادن
آدمهای خوب اغراق شد که انگار هیچ ایرادی در این آدم ها نیست واین افراد فرشته ی روی زمین وحلال همه
مشکلاتند."مریم زمان" که نمونه ی بارز آنها بود که هرجا میرفت گلستان می شد! از همه بدتر اینکه رعنا را
طوری نشان داد که انگار نه انگار مادر است گویی تمام مشکلات گردن اوست و اینکه بینندگان ببینید که خارج
چه ها که نمی کند!!!نقطه ی اوجش هم آن زمانی بود که همه در خانه فرزاد بودند و بچه هایش جلوی چشم
مادرشان ( انگار نه انگارکه مادرشان است) با مریم زمان که تازه دو روز بود با او آشنا شده بودند طوری رفتار می
کردند که گویی آشنایی دیرینه با او دارند!!!
و درنهایت اینکه ما حتی نفهمیدیم چرا اسم سریال مادرانه بود !!!!