خیلی خوب میشود یک کمپینی راه بیفتد با این نام 

"من از فیلم های عبدالرضا کاهانی متنفرم!"



تاريخ : شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۴ | 13:55 | نویسنده : هانيه.میم |

 

 

از حرف تا عمل خیلی فاصله است! آدمیزاد است دیگر خیلی اوقات حرف هایی میزند ولی پای عمل که میرسد جا میزند! می گوید "کلنا عباسک یا زینب" ولی کوچکترین کاری که دل حضرت زینب را شاد کند انجام نمی دهد! می گوید "لیتنا کنا معک" ولی حاضر نیست از مال و مقامش بگذرد چه رسد به خونش!ولی بعضی ها اینطور نیستند! پای عمل هم که میرسد مرد عمل اند!"شهدای مدافع" جزو همین بعضی ها بودند!جزو همان ها که گفتند کلنا عباسک و نگذاشتند دست نامحرم به حرم ش برسد؛ همان ها که گفتند لیتنا کنا و پایش ایستادند.ممنونیم "مدافعان حرم"؛ چقدر زیبا "کلنا عباسک یا زینب" را برایمان معنا کردید...

 

بزرگ مرد کوچک : من فقط دارم به حرفهای یک پسر بچه ی نه ده ساله فکر میکنم .همانی که انقدر محکم و زیبا سخن می گوید  که آدم فکر میکند یک مرد سی ساله این حرفها را میزند!همانی که روی زمین نشسته بود و وقتی حرف مهمی  میزد دستانش را بالا می آورد و انگشتر عقیقش به چشم میخورد!آخرش حرفی زد که هنوز نمی توانم هضم کنم که آنها را یک پسر بچه گفته است " اگر شهید زاده اکبر 200 داعشی را کشته پسر شهید زاده اکبر باید 400 داعشی را بکشد"



تاريخ : یکشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۳ | 0:7 | نویسنده : هانيه.میم |

فکر کنم از همان زمان که این را نوشتم همه چیز دست به دست هم داد که این اتفاق عملی نشود! یعنی واقعا حتی اگر اینجا در بین موجودات زنده "تنبل" هم می بود زودتر از اینها باید آپ میشد :) ولی خب زندگی گاهی اوقات بر اساس قرار های ما نمیچرخد؛ اتفاقات ( بد، نسبتا بد و خیلی خیلی خوب) برایم افتاد که واقعا نتوانستم به اینجا سر بزنم و در یک شک طولانی ماندم که اینجا را تعطیل کنم یا نه ! آخر هم به نتیجه ی خاصی در این زمینه نرسیدم جز اینکه "دلم نمی آید تعطیلش کنم :) "

 

بعدن نوشت : بعضی مطالب خیلی شیرین و دوست داشتنی و به موقع هستند مثل اینجا



تاريخ : سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ | 12:49 | نویسنده : هانيه.میم |

حرفی برای گفتن نیست! این را سکوت می گوید؛ سکوت جمعیت, سکوتی که تا پشت درهای سینما هم ادامه می یابد!

حرفی نمی ماند همه ی حرفها را "الفت" گفته است, حرفهایش فقط دیدنی است...

 



تاريخ : چهارشنبه پنجم آذر ۱۳۹۳ | 19:15 | نویسنده : هانيه.میم |

وبلاگ ها ( غیر از وبلاگ های زرد!!!) یا از نظر مطالب غنی هستند ، بدون توجه به ساختارشان ؛ یا از نظرساختاری و شکلی خوب هستند در حالی که خیلی مطالب جالبی ندارند ؛ و یا دربردارنده ی هر دو اینهایند ؛دسته ی اول به دنبال حرف خوب زدن اند ولی دسته دوم به دنبال خوب حرف زدن! هرسه تایشان هم خوبند ولی مسلما بین این سه گروه ، آخریشان از همه بهتر است.گرچه تعدادشان کم است! درست شبیه فیلم ها! گرچه سعی م بر این بوده که همیشه مطالبم در یکی از این دسته ها قرار بگیرد ولی قضاوت  درباره  این موضوع قطعا به من مربوط نمیشود! موضوعی که به من مربوط میشود "خودم" هستم؛ بدون توجه به وبلاگم!در این چند وقت موضوعات مختلفی پیش آمد که چندبار خواستم وبلاگم را تعطیل کنم!مهم ترینش هم سخت شدن درسهایم و البته شیرین شدنش!دوست دارم حداقل کمی، خیلی کم از حقشان را با درست خواندنشان ادا کنم!به نظرم آمد به جای از اینکه در فضای مجازی وقتم را بگذارم ( که شاید سودی هم نداشته باشد) وقتم را صرف درس خواندن کنم!خواستم وبلاگ را تعطیل کنم ولی دقیقا به خاطر "خودم" نتوانستم!حداقل فعلا نتوانستم خودم را راضی کنم!قطعا ارجحیت با درس هایم است ولی آدم باید حواسش به راجح هم باشد!گرچه کمتر !

خلاصه

هنوز اینجا نفس می کشد گرچه خیلی کند و آهسته ولی با این امید که پیوسته باشد...


موضوعات مرتبط: شخصی نوشت

تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۳ | 21:24 | نویسنده : هانيه.میم |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.